ali4

09360590272 عاشقانه وعارفانه 09367088271
آدمك آخر دنياست ، بخند
آدمك مرگ همينجاست ، بخند
آن خدايي كه بزرگش خواندي
به خدا مثل تو تنهاست ، بخند
دست خطي كه تو را عاشق كرد
شوخي ِ كاغذي ِ ماست ، بخند
فكر كن درد تو ارزشمند است
فكر كن گريه چه زيباست ، بخند
صبح فردا به شبت نيست كه نيست
تازه انگار كه فرداست ، بخند
راستي آنچه به يادت داديم
پر زدن نيست كه درجاست ، بخند
آدمك نغمه ي آغاز نخوان
به خدا آخر دنياست ، بخند
قفس داران سکوتم را شکستند/دل دائم صبورم را شکستند/به جرم پا به پائي عشق رفتن/پرو بال عبورم را شکستند/مرا از خلوتم بيرون کشيدند/چه بي پروا حضورم را شکستند/تمنا در نگاهم موج مي زد/ولي رويای دورم را شکستند
صداي پايت خوش آهنگي بود برايم عميقتر از مثنوي سکوتت گوياترين نجواهاي عاشقانه و نگاهت صميمي ترين پيوند
خانه هاي جدول زندگيم را دستان مهربانت يک به يک پر کرد و رمز جدول چنين بود: دوستم بدار
اگر دو تا بودي مي زاشتمت روي چشمام حالا که يک دونه اي جات هميشه تو قلبمه
لحظه دیدار نزديك است . باز من ديوانه ام، مستم . باز مي لرزد، دلم، دستم . باز گويي در جهان ديگري هستم
بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست. آواره شدن ,حکايت سختي نيست. از پاکي اشکهاي خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختي نيست
فقط اسمي به جا مانده از آنچه بودم و هستم دلم چون دفترم خالي قلم خشكيده در دستم گره افتاده در كارم به خود كرده گرفتارم به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم رفيقان يك به يك رفتند مرا با خود رها كردند همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند
مي خواستم برايت هديه اي بفرستم نسيم گفت مرا بفرست تا موهايش را نوازش کنم باران گفت مرا بفرست تا صورتش را بشويم و اشکهايش را پاک کنم ناگهان قلبم گفت مرا بفرست نا دوستش داشته باشم و تو همه وجودم شدي.
صدايم در برابر صدايت بي صداست، چشمانم در برابر چشمانت نابيناست، خنده هايم در كنار خنده هايت خاليست، پس بدان بي تو هيچم، تنهايم نگذار تا با تو هم آواز شوم
عاشق و مجنونت شدم .نخونده مهمونت شدم. کلي پريشونت شدم. شمع تو شمدونت شدم .خاک تو گلدونت شدم . خادم دربونت شدم . عمري غزل خونت شدم . شعراي ارزونت شدم اما يه جوري مجنونت شدم.
از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگراز گريه كم نشوم.
يادت باشه...گاهي وقت ها مثلا آخر شب ها که مي خواي بخوابي يه دل تنهايي هست که يکم اون ور تر مي تپه براي تو
تقصير دلم چيست اگر روي تو زيباست
حاجت به بيان نيست که آرزوي تو پيداست
من تشنه ي يک لحظه تماشاي تو هستم
افسوس
فاصله عشق هاي معمولي را از بين ميبرد و عشق هاي بزرگ را شدت مي بخشد
مانند باد که شمع را خاموش مي کند و اتش را شعله ور مي سازد
پس بيا فاصله ها را کم کنيم از غم عشقمون کم کنيم
گر دلي دارم بدان در دست توست ..گر تني دارم بدان سر مست توست..
گر دلم را بشکني با دست خود دل نگيرم از تو...چون دل هم ..هم مست توست
ميخواستم تصوير با تو بودن را نقاشي كنم، ديدم فاصله بينمان در ورق جا نميشود، كمي نزديكتر بيا ميخواهم با تو بودن را حس كنم.
اگه چشمم تو رو خواست قول ميدم چشممو ببندم، اگه زبونم تو رو خواست قول ميدم گازش بگيرم ، اما اگه دلم تو رو خواست چه کار کنم.؟؟
اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميکردم اگر عشق بودم اهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم
سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني / شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني آه باران من سراپاي وجودم آتش است / پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني
اگه چشمات پرسيد بگو نديدمش... اگه گوش هات پرسيد بگو نشنيدمش... اگه دستت لرزيد بگو مال سرماست...اما اگه دلت لرزيد به خودت دروغ نگو دوستش داري.
اسمان را قسمت كردند:.....تكه اي براي بركه.....تكه اي براي رود....تكه اي براي دريا
دلم را قسمت كردند:..........تكه اي براي تو....تكه اي براي تو......تكه اي براي تو.
سکوت جوابی غيرقابل پاسخ است. (ج. ک. چسترتون(
چهار روش برای اتلاف وقت وجود دارد: کارنکردن، کم کارکردن، بد کارکردن و کار بيهوده کردن. «آبهدولاروش»
اگر قرار باشد بايستی و به طرف هر سگی که پارس میکند سنگ پرتاب کنی، هرگز به مقصد نمیرسی. (لارنس استرن)
کسی که زياد حرف میزند، يا زياد میداند يا زياد دروغ میگويد.
در جهان تنها دو گروه از مردم هستند که هرگز تغيير نمیيابند؛ برترين خردمندان و پستترين بیخردان.
ديوانگی بشر آنچنان ضروری است که ديوانه نبودن خود شکل ديگری از ديوانگی است. (پاسکال)
اگر آدم خوبی با تو بدی کرد،چنان وانمود کن که نفهميدهای. او توجه خواهد کرد و مدت زيادی مديون تو خواهد بود. (يوهان ولفگانگ گوته)
اگر میدانستند تا كنون چند بار حرفهای ديگران را بد فهميدهاند، هيچكس در جمع اينهمه پر حرفی نمیكرد. (يوهان ولفگانگ گوته)
پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنستکه بعداز هر زمين خوردنی برخيزی. (گاندی)
انسان برای پيروزی آفريده شده است، او را ميتوان نابود کرد ولی نميتوان شکست داد. («ماهيگير ودريا» ارنست همينگوی)
WISH I WAS YOUR LOVER
كاش معشوق تو بودم
You know I got this feeling that I just can’t hide
مي دوني يك احساسي دارم كه نمي تونم پنهان كنم
I try to tell you how I feel
سعي مي كنم كه بهت بگم احساسم چيه
I try to tell you about I’m me
سعي مي كنم كه بهت بگم ولي من
Words don’t come easily
كلمات به آساني نمي آيند
When you get close I share them
وقتي تو نزديك مي شي او نا رو تقسيم مي كنم
I watch you when you smile
من تماشات مي كنم وقتي تو لبخند مي زني
I watch you when you cry
من تماشات مي كنم وقتي تو گريه مي كني
And I still don’t understand
و من هنوز نفهميدم
I can’t find the way to tell you
راهي رو براي گفتن پيدا نكردم
I wish I was your lover
اي كاش معشوق تو بودم
I wish that you were mine
اي كاش تو مال من بودي
Baby I got this feeling
عزيزم من اين احساس دارم
That I just can’t hide
كه نمي تونم پنهانش كنم
Don’t try to run away
سعي نكن فرار كني
There’s many thing I wanna say
خيلي چيزهاست كه بايد بهت بگم
No matter how it ends
فرقي نمي كنه چطوري تموم بشه
Just hold me when I tell you
فقط به من گوش كن وقتي كه بهت مي گم
I wish I was your lover
اي كاش معشوق تو بودم
I wish that you were mine
اي كاش تو مال من بودي
Baby I got this feeling
عزيزم من اين احساس دارم
That I just can’t hide
كه نمي تونم پنهانش كنم
Oh I need is a miracle
چيزي كه من مي خوام يك معجزه است
Oh baby all I need is you
عزيزم همه ي چيزي كه من مي خوام تويي
All I need is a love you give
همه ي چيزي كه مي خوام يك عشقي است كه تو به من بدي
Oh baby all I need is you
عزيزم همه ي چيزي كه مي خوام تويي
Baby you
عزيزم تو
I wish I was your lover
اي كاش معشوق تو بودم
I wish that you were mine
اي كاش تو مال من بودي
Baby I got this feeling
عزيزم من اين احساس دارم
That I just can’t hide
كه نمي تونم پنهان كنم
I wish I was your lover
اي كاش معشوق تو بودم
I wish that you were mine
اي كاش تو مال من بودي
Baby I got this feeling
عزيزم من اين احساس دارم
That I just can’t hide
كه نمي تونم پنهانش كنم
I wish I was your lover
اي كاش معشوق تو بودم
I wish that you were mine
اي كاش تو مال من بودي
Baby I got this feeling
عزيزم من اين احساس دارم
That I just can’t hide
كه نمي تونم پنهان كنم
Just wanna be your lover
فقط مي خوام كه معشوق تو باشم
Just wanna be the one
فقط مي خوام تنها (يكي ) باشم
Let me be the lover
بذار معشوقت باشم
Let me be the one
بذار تنها ( يكي ) باشم
Yeah Yeah .
آره آره
شب در کارنامه ي سياه زندگي اش چه کرده است که افتخار گرفتن اين همه ستاره را دارد ؟
********
غربت را نبايد در شهري غريب يا در گمشدن لحظه هاي اشنا جستجو کرد هر وقت عزيزت نگاهش را به
ديگري تعارف کرد تو غريبي
*********
صد سال بعد از مرگ من . گر بشکافي قبر من . خواهي شنيد از قلب من . دو ستت دارم گل من.
*********
خداوندا اگر روزي بشر گردي... زحال ما خبر گردي... پشيمان ميشوي از قصه خلقت... از اين بودن، از اين بدعت... خداوندا تو ميداني که انسان بودن وماندن دراين دنيا چه دشوار است... چه زجري ميکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است
شاخه اي گل در دست ... منتظر بر سر راه... من به مهماني چشمان پر از عاطفه اي آمده ام ....
عشق...معناي کدامين حرف است؟ ؟؟؟ و به همراه گل سرخ چه معنايي دارد؟؟؟ واژه هايي که کلام من و
توست .... در کتابي ست که هر واژه آن شعر ناخوانده احساس من است من ز گرمي نگاهت خواندم که
گل سرخ چه معنايي دارد و کلامت که پر از نغمه و موسيقي بود مثل جاري شدن گرمي عشق در رگ يخ
زده لحظه دلتنگي هاست..........عيدت مبارک
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
کاش فاصله اي نبود تا چشمانم در آغوش تو آرام بگيرد...هنوز در دورترين لحظه هايم تمنايت ميکنم
بگذار ماه آسمان توباشم بيا آسمان من باش تنها به اندازه عمر يک نفس...
پيش از انکه در اشک غرقه شوم چيزي بگوي پيش از آنکه دراشک غرقه شوم
تقصير دلم چيست اگر روي تو زيبا ست حاجت به بيان نيست که از روي تو پيدا ست من تشنه ي يک لحظه تماشاي تو هستم افسوس که يک لحظه تماشاي تو رويا ست
هميشه يادت باشه چيزي كه امروز داري شايد آرزوي ديروزت بوده وشايد بزرگترين آرزوي فردات باشه .پس هميشه سعي كن قدر چيزي رو كه امروز داري خوب بدوني. زندگي دو نيمه دارد نيمه ي اول در انتظار نيمه ي دوم نيمه ي دوم در حسرت نيمه ي اول هميشه حرفي رو بزن كه بتوني بنويسيش چيزي رو بنويس كه بتوني پاش امضا كني چيزي رو امضا كن كه بتوني پاش بايستي
1: افسوس که عشق جاودانه نيست.عشق گل سرخيست که طاقت طوفان را ندارد. عشق يک خاطره سبز است که از آمدن پاييز ميترسد
1: هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
1: +++ اشكي كه بيصداست پشتي كه بيپناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بيبهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست
1: هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد
1: لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند...
1: +++ هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي
...
گفتمش دل مي خري؟ پرسيد چند؟ گفتمش دل مال توست تنها بخند!خنده كردو دل زدستانم ربود تا به خود باز امدم او رفته بود،دل زدستش روي خاك افتاده بود،جاي پايش روي دل جامانده !!!!!
...
زندگی
كوتاه تر از آن است كه به خصومت بگذرد و قلبها گرامی تر از آنند كه بشكنند ،فردا طلوع خواهد كرد حتی اگر ما نباشيم پس بييايد كارت سوختمان را به يكديگر بدهيم
!....
آنقدر آرزو به گور بردم ، که برای جسدم جا نبود
.((
پرویز شاپور ))…..
رفتی
از برمنمیدونستیکه دلم بسته به ساز صدات
آرزومه که نمیدوستی میمیرمبرات
عاشقم هنوزنمی خواستم تا بمونی وبسازی به ساز دلم
گفتی
من میرم نمی خواستی بری تا فرداها یار خوشگلمبروکه راهی نیست تا فرداها یار خوشگلم
سفرت بخیر اگه میری از اینجا تک وتنها تا یک شهر دور
برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور
سفرت بخیر برو گر شکستی ز من میتونی دوباره بساز
از دلی شکسته نا امیدو خسته توبازم غروب
نمیخوام بیای نمیخوام میون تاریکیه من تو حروم بشی
نمیخوام ازت مثل یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی
برو تا بزرگی میخوام آرزوم بشی
.....
خدا نگهدار عزیزم،اما نمیشه باورم
توی چشام نگاه نکن این لحظه های آخرم
آخه چه طور دلم بیاد،
چشماتو گریون ببینم
میرم ولی اینو بدون چشم انتظارت
میشینم
میرم ولی گریه نکن...
خدانگهدار عزیزم،دارم میرم از
این دیار
اینجا کسی منو نخواست، تو هم منو تنها بذار
اینجا غریب بودم ولی،
هیشکی نپرسید از کجام
مسافرم باید برم گریه نکن
،خدا نخواست
میرم
ولی اینو بدون فقط تویی دلیل بودنم ...
میرم ولی گریه نکن نذار از عشقت
بمیرم
شاید تو اوج بی کسی باعکست آروم
بگیره
میرم ولی اینو بدون یکی خیلی دوست داره
یکی که از دوری تو سربه بیابون
میذاره
خدانگهدار عزیزم
خدانگهدار....
......
ايتاليا ، در مورد مد عينك و لباس جديدشون بحث مي كنن!
آلمان ، درباره ي سياستهاي دولت حرف مي زنن!
پاكستان ، يه باند قاچاق ترياك تشكيل ميدن!
عراق ، براي حمله به سربازهاي آمريكايي نقشه مي كشن!
افغانستان ، اگه پول نداشته باشن كار مي كنن و اگه پول داشته باشن مي خوابن!
آذربايجان ، يه بطري آب پرتقال مي خرن و با هم مي خورن!
مصر ، ميرن يه جا مي شينن قليون مي كشن!
امارات متحده ي عربي
، ۴ نفرشون دست مي زنن و يه نفرشون مي رقصه! یا میرن دنبال خانوم!!
روسيه ، از همديگه رشوه مي گيرن!
ژاپن ، هيچوقت ۵ نفر دور هم جمع نميشن! چون هميشه حداقل ۳ نفرشون كار دارن!
هند ، يا با همديگه مي رقصن و يا ميرن سينما و رقص تماشا مي كنن!
كوبا
، هر وقت ۲ نفر يا بيشتر يه جا جمع بشن از كاسترو تعريف مي كنن!
كره جنوبي
، با هم يه شركت راه ميندازن و يه كالاي ژاپني رو كپي مي كنن!
توی
چین ، اینها که دیگه روی هر چی متقلبه کم کردن کافی یه چیزی یه جای دنیا ساخته شه 3 سوت نزده کپی میکننمکزيك ، دو نفرشون دوئل مي كنن و يه نفرشون ناظر دوئل ميشه و دو نفر ديگه هم گيتار مي زنن!
من آن خودرو گیاه وحشی صحرای اندوهم
که گل های نگاه وخنده هایم رنگ غم دارد
مرا از سینه بیرون کن ببر از خاطرت آشفته نامم را
همان بی من در این دنیا به سرکن
بزن بر سنگ جانم نوای عشق ومستی را
بخوان بر گوش و جان دیگری آوای هستی را
////
آنکه هر روز هوس سوختن ما میکرد
کاش امروز بود تماشا میکرد
///
میرسد روزی که فریاد وفا را سر کنی
میرسد روزی که احساس مرا باور کنی
میرسد روزی که نادم باشی از رفتار خود
خاطرات رفته ام را مو به مو از بر کنی
میرسد روزی که تنها ماند از من یادگار
نامه های کهنه ام را با اشکت تر کنی
میرسد روزی که صبرت سر شود با یاد من
آن زمان احساس امروز مرا باور کنی
/
.گم شدم در وادی نا مردمی
مانده ام تنها در این سر در گمی
ای دریغا ،آشیانم سوخت سوخت
زنده گانی مفت و ارزانم فروخت
/
به لحظه های روشنی مرا نوید میدهی
به برگ برگ شعر من گل سپید میدهی
اگر نمی رسد به تو صدای گریه های من
مرا به وصل خویشتن چرا امید میدهی
/
شايد آن روز که سهراب نوشت : (( تا شقايق هست زندگي بايد کرد )) خبري از دل پر درد گل ياس
نداشت بايد اينجور نوشت: هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست
نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم
بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن،
کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو!
حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي
نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم
بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن،
کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو!
حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي
تا حالا فکرکردی که اگه آدما روز مرگه خودشون رو دقیقا میدونستن که چه روزیه اون موقع دنیا چه شکلی
می شد ؟به نظرمن اگه همه ی آدمای می دونستن که کی قراره بمیرند یا بهتر بگم اگه میدونستن که
کی قراره دوستای صمیمی و افراد دورو برشون رو از دست بدن .اون موقع بود که تویه این دنیای به این
بزرگی تو مطمئن باش که نمی تونستی یه ذره نا مهربونی وبی وفایی به عهدو پیمون پیدا بکنی .اون
موقع بود که آدما تازه می فهمیدن که وقت اونقدر کمه که نباید با سرکار گذاشتن دیگرون هم عمره
خودشون رو طلف بکنن هم عمر دیگران رو .اون موقع بود که همه دنبال کسی میگشتن که واقعن
دوسش دارن و باقی عمر رو میخوان با او سپری کنن .به نظر من اگه یه همچین چیزی امکان داشت اون
موقع آدما به هم دیگه ارزش زیادی قائل میشدند. تئیه همچین وضعییتی هیچ کس به خاطر ارزشی که
به وقتش میداد دیگه به خودش اجازه نمی داد که با حرفای عاشقانهی دروغین مخاطباشو فریب بده و
این براش یه سر گرمی باشه اگه اینطوری میشد آدما دیگه هیچ وقت دنبال یه عشق دروغین نمی
گشتن و اون موقع بود که جمله ی """"دیگه دوستت ندارم..."""برای همیشه از صفخه زندگی آدما پاک
میشد
حالا اینی که خوندین نظره من بود در این رابطه
خیلی دوست دارم نظره شما خواننده عزیز رو هم بدونم
اي مسافر ! اي جدا ناشدني ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببينمت .
بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .
آه ! که نميداني ... سفرت روح مرا به دو نيم مي کند ... و شگفتا که زيستن با نيمي از روح تن را مي فرسايد ...
بگذار بدرقه کنم واپسين لبخندت را و آخرين نگاه فريبنده ات را .
مسافر من ! آنگاه که مي روي کمي هم واپس نگر باش . با من سخني بگو . مگذار يکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ...
جدايي را لحظه لحظه به من بياموز... آرام تر بگذر ...
وداع طوفان مي آفريند... اگر فرياد رعد را در طوفان وداع نمي شنوي ؟! باران هنگام طوفان را که مي بيني ! آري باران اشک بي طاقتم را که مي نگري ...
من چه کنم ؟ تو پرواز مي کني و من پايم به زمين بسته است ...
اي پرنده ! دست خدا به همراهت ...
اما نمي داني ... نمي داني که بي تو به جاي خون اشک در رگهايم جاريست ...
از خود تهي شده ام ... نمي دانم تا باز گردي مرا خواهي ديد ؟؟؟
می دونی فرقه آموزگار با روزگار چییه ؟
فرقشون اینه که آموزگاراول درس میده بعدن امتحان میگیره ولی
روزگاراول امتحان میگیره بعدن درس میده
یادتون باشه واسه سرگرمی خودتون با احساسات دیگرون بازی
نکونین
واینو بدونین که اگه اونی که باهاش این کارو کردین اگه واقعا دوستون
داشته باشه به رویه خودش هم نمی یاره و هیچ وقت راضی نمی شه
سرگرمی شما رو بهم بزنه ولی اگه دوستون نداشته باشه با یه دله
شکسته نفرینتون میکنه
درسته كه زمونه ،زمونه نامردي و نا مردمي شده ولي تو سعي كن بين اين همه نامردي ها مرد باشي
و به كسي نامردي نكوني
درسته كه تويه اين دوره زمونه قول و قرار ها خيلي زود از ياد ميرن ولي تو سعي كن يه كسي باشي كه
اگه به كسي قولي دادي پاش وايسي و زيرش نزني
درسته كه حالا توري شده كه آدما حتي به نزديك ترين كسشون كه شايد يه عمر هم بهشون گفتن
دوست دارم دروغ ميگن ولي تو سعي كن از آدمايي باشي كه به عشقشون ارزش قائلندو بهش دروغ
نمي گن
درسته كه تو اين دوره زمونه همه سعي ميكنن با حرفاي دروغ مخاطبشون رو به خودشون جذب بكنن
ولي تو سعي كن از آدمايي باشي كه حرفات هميشه حرفاي دلت باشه و توشون هيچ دروغو ريايي
نباشه
"""""اون موقع هست كه تو ميتوني با اطمينان كامل بگي كه عاشق شدي """""